EXTERIOR HOUSE | خانه بیرونگرا
مشهد، انوری ۷
خانهی «بیرونگرا» حاصل مواجههی یک شخصیت معاصر با ریشههای فرهنگی و هویتی خویش است؛ خانهای که تلاش میکند میان زندگی مدرن و هویت سنتی تعادلی معاصر ایجاد کند.
ایدهی اصلی پروژه از شخصیت کارفرما شکل گرفت؛ انسانی با نگرشی مدرن و معاصر که در عین حال بر حفظ هویت، اخلاق و ارزشهای خود تأکید دارد. این تضاد، به ایدهی مرکزی پروژه تبدیل شد: خانهای که در بیرون، چهرهای باز، معاصر و شاخص دارد، اما در درون، زندگی را به سوی خلوت، آرامش و درونگرایی هدایت میکند.
از همین رو، عنوان EXTERIOR HOUSE تنها به ظاهر ساختمان اشاره ندارد؛ بلکه بیانگر دو لایهی متفاوت از تجربهی خانه است:
برونگرایی در مواجهه با شهر و درونگرایی در تجربهی زندگی.
معماری؛ از محدودیت تا فرصت
پروژه در زمینی نبش در انوری ۷ مشهد و با مساحتی حدود ۵۰۰ مترمربع شکل گرفته است. وجود همسایگی در یکی از اضلاع زمین و محدودیتهای ناشی از آن، به یکی از عوامل اصلی شکلگیری فرم تبدیل شد.
حجم ساختمان در طبقات بالا بهصورت شکسته و پلکانی شکل گرفته است. این شکستگی صرفاً یک حرکت فرمی نیست؛ بلکه پاسخی مستقیم به شرایط سایت و همجواریهاست که در ادامه به تولید فضاهای جدید و ارزشمند در پروژه منجر شده است.
در واقع، یک محدودیت اولیه به عاملی برای شکلگیری سه ویژگی مهم پروژه تبدیل شده است:
دفتر دوبلکس در همکف، شکست حجمی برای کنترل همسایگی در طبقات و شکلگیری روفگاردن خصوصی در طبقه پنجم.
سازماندهی فضایی
ساختمان شامل یک طبقه زیرزمین، همکف و پنج طبقه مسکونی است.
در طبقه منفی یک، پارکینگ، فضای جیم و هستهی ارتباطی شامل پله و آسانسور قرار گرفته است.
در همکف، یک لابی ورودی با ابعاد تقریبی ۵×۱۰ متر بهعنوان فضای ورود و انتقال به ساختمان طراحی شده است. در یک سوی این طبقه، دفتر کار بهصورت دوبلکس شکل گرفته و در سوی دیگر، پارکینگ همکف قرار دارد. بدین ترتیب، همکف علاوه بر نقش ورودی ساختمان، به بستری برای تفکیک عملکردهای خصوصی و کاری تبدیل میشود.
در پنج طبقهی بالاتر، هر طبقه شامل دو واحد مسکونی با متراژهای تقریبی ۲۰۰ و ۱۵۰ مترمربع است. برای افزایش استقلال و حریم کاربران، دسترسی واحدها از طریق دو فیلتر آسانسور مجزا سازماندهی شده است.
شکستگی؛ مولد فضای زندگی
اوج این ایده در طبقه پنجم اتفاق میافتد. شکست ارتفاعی ساختمان امکان ایجاد فضایی متفاوت در بام را فراهم کرده است؛ بهگونهای که با طی کردن شش پله، دسترسی به یک روفگاردن خصوصی بر روی واحد ۱۵۰ متری شکل میگیرد.
به این ترتیب، شکست حجم از یک ضرورت ناشی از شرایط سایت فراتر رفته و به یک عنصر مولد در معماری تبدیل میشود؛ عنصری که همزمان به سازگاری با همسایگی، ایجاد فضای کاری متفاوت و تولید فضای سبز خصوصی کمک کرده است.
بیرونگرا در شهر، درونگرا در خانه
وجه متمایز پروژه در همین دوگانگی شکل میگیرد.
در نمای شهری، زبان معماری مدرن، مینیمال و صریح است؛ ساختمان تلاش میکند حضوری معاصر و قابل تشخیص در بافت داشته باشد.
اما در سازمان فضایی داخلی، رویکرد متفاوت است. فضاها با تأکید بر حریم، خلوت، آرامش و کنترل ارتباط با بیرون شکل گرفتهاند؛ مفاهیمی که ریشه در الگوهای خانههای سنتی و فرهنگ زیست ایرانی دارند.
بنابراین، پروژه نه بازسازی یک خانهی سنتی است و نه صرفاً یک ساختمان مدرن؛ بلکه تلاشی است برای ترجمهی ارزشهای فضایی و فرهنگی گذشته به زبان معماری امروز.
یک خانه برای یک شخصیت
در نهایت، EXTERIOR HOUSE بیش از آنکه صرفاً پاسخی به برنامهی فیزیکی یک ساختمان مسکونی باشد، بازتاب شخصیت کارفرماست؛ شخصیتی که میان دو جهان حرکت میکند:
مدرن، اما ریشهدار.
معاصر، اما هویتمند.
بیرونگرا در مواجهه، اما درونگرا در زندگی.
و همین تضاد، هویت اصلی خانه را میسازد.